این روزهای دخترک کلاس اولی من

یه موقعهایی فکر می کنم که آیا کار درستی کردم نیروانا رو از محیط تهران دورش کردم و آوردم توی یه محیطی که تا چشم کار میکنه پاکی  و آرامش و تفریحه ؟ بعدا می تونه دوباره توی محیط تهران زندگی کنه؟ تحملشو خواهد داشت؟ آیا من اجازه داشتم توی این دنیای پر از تنش بیارمش تو محیط آرومی که شلوغترین روزهاش چارتا ماشین تو خیابونه و بیشترین صداش صدای پرنده های پشت پنجره است؟ آیا من دایره تحمل اش رو پایین نمیارم؟و ...

یه موقعهایی هم میگم خب حق طبیعیه بچه منه که تو محیط آروم زندگی کنه حالا اگه نتونست برگرده تهران همینجا می مونم و با آرامش بزرگش می کنم برای منی که فکر نمی کنم هیچوقت بتونم برم اون ور آب زندگی کنم این یه ذره تفاوت غنیمته .

درهرصورت میدونم دخملی راضیه از اینجا بودن هرچند نسبت به ما دو تا دلتنگتر میشه برای تهران ولی در کل کم پیش میاد اصلا یادی از تهران بکنه !

بخصوص که کلاس شناش رو هفته ای دو روز میره و کلی لذت میبره الان کاملا بدون بازوبند چند وقته شنا می کنه و داره کرال پشت رو یاد میگیره و هرروز گله منده که چرا کلاسش بجای هفته ای دوروز ،هرروز برقرار نیست. با کلاس موسیقی اش هم که هفته ای یه روزه و فعلا بیشتر به بازی میگذره هم خوشه هرچند به نظر من با پیش زمینه نیروانا کمی براش بچگونه حساب میشه و من میخواستم با معملش خصوصی بگذرونه که کمی سرعت پیشرفتش بیشتر باشه معلم مهربونش معتقد بود با بچه ها قدم به قدم پیش بره لذتش و انگیزه اش بیشتره ما هم به نظر معلمش احترام گذاشتیم.

داره روزهای مدرسه طی میشه نمیتونم بگم براحتی! خیلی تلاش میکنه که همه کاراش رو به موقع انجام بده تا به بازیش هم برسه و همیشه هدف اصلی اش بازیگوشیه ولی خب یه روزایی احساس میکنم حجم اطلاعاتی که تو مدرسه میگیره کمی سنگینه و هنگ میکنه ! خیلی هم درس و مشق میاره خونه !تقریبا روزی سه ساعت رو تو خونه مشغول درس خوندنه ! البته حتما حتما من باید هی بهش سر بزنم درواقع برای هر خطی که مینویسه من باید بهش سربزنم! این برای من خیلی سخته ولی اصلا نه می تونه تنهایی کاراشو بکنه که تا تنها میشه حواسش به بازی پرت میشه نه کس دیگه ای رو قبول داره باهاش کار کنه! ولی در کل توی درک مفاهیم راحت و خوب میگیره منتها همه کاراش با آرامش انجام میشه کلا اونایی که میشناسنش میدونن اصولا دخترکم با فس فس درس می نویسه ! یعنی کار یه ساعته دوساعت طول میکشه ولی میفهمه داره چیکار میکنه . فکر کنم خانوم معلمشون هم کمی زیادی کار تو خونه میده هنوزم نفهمیدم خوبه که کلاس اول اینهمه درس داشته باشن و پایه شون قوی میشه یا نه این سیستم جدیدی که درس و مشق نمیاد خونه بهتره .؟ از نظر من کار خونه مفیده ولی به اندازه اش.مامانای کلاس اولی بچه های شماها چقدر درس میارن خونه؟

 

تازه یه چیز دیگه هم هست احساس میکنم چون تو جزیره یه ماه مدرسه ها زود تعطیل میشه کمی سرعت درس دادنها هم بیشتره هنوز درس قبلی برای بچه ها جا نیفتاده درس جدید میدن اینو من از مامانای همکلاسی های نیروانا هم که سئوال می کنم همین نظر رو دارن .

 البته معلمش از وضعیت درسی نیروانا راضیه میگه تنها مشکلم حرف زدن توی کلاس بوده که رفته رفته داره بهتر میشه که خب این موضوع یه چیز عادی برای بچه پرچونه من محسوب میشه! ولی یه موقعهایی خیلی دلم براش می سوزه وقتی میبینم سه ساعته داره با خستگی درس می نویسه و زیر چشاش گود هم افتاده ولی خیلی سعی می کنم چیزی بهش نگم و دلسوزی ام رو پنهان کنم بالاخره فقط به من نیست که این زحمت رو داره میکشه معلمشون هم معلم بی تجربه ای نیست و 30 ساله داره کلاس اول رو تدریس می کنه .تقریبا ساعت 9-9.5 بیهوش میشه بچه ام ولی خب سعی می کنم به تفریحاتشم برسه .

با تمام این اوصاف هرسه مون راضی و خشنودیم از باسواد شدن دخملی کلاس اولیمون با تمام سختی ها و علامت سئوالایی که برامون وجود داره.

 

/ 7 نظر / 50 بازدید
مادري به نام مريم

من خواننده قديمي ام ولي تا حالا چيزي ننوشتم.. اما الان كه اين متن رو خوندم خواستم تا نظرم رو بنويسم ، براتون خيلي خيلي خوشحالم كه يه جاي آروم و زيبا دارين زندگي ميكنين و مطمئن باشين به همه چيز مي ارزه اين آرامش... كاش همه ما ميتونستيم جايي كه دوست داريم براي زندگي و رشد بچه هامون انتخاب كنيم .. اين شلوغي تهران داره ديگه بيش از حد ميشه و هيچ جاي پشيموني نداره رفتن و كندن از اين همه ازدحام و شلوغي... در مورد درس كلاس اولي ها نظري ندارم چون پسركم هنوز 4سالست! اميدوارم نيرواناي عزيزم در كنار پدر و مادر عزيزش هميشه لبخند به لب داشته باشه و در زندگيش موفق باشه...

مامان نازنينها

هميشه شاد و خوشحال باشيد من فكر ميكنم اين آرامشي كه الان براي نيروانا ايجاد كرديد بهترين چيزه . درمورد آموزش هم مدرسه دختمل طلاي من اصلا" تكليف نميدن و فردي آموزش ميدن كه البته ما به خاطر شرايط خاصمون خواستيم كه تند تر پيش برن

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم چقدر فرمشون قشنگه. در ضمن مطمئن باش توی تهران قطعا شرایط بدتری رو تجربه می کرد چون در طول روز باید مدتی رو هم توی ترافیک می گذروند و از هوای الوده استفاده می کرد. [قلب]

لیلیان

آرامشی که اینجا داره رو با هیچی عوض نمیکنم بعد از اینهمه سال تهران میرم اونم فقط برای چند روز که خیلی سخته برام اونهمه شلوغی و .... خوشحالم که آرامش دارید و با آرزوی بهترین روزها در این مروارید خلیج فارس[قلب]

مامان ویستا

به به مامان نیروانای عزیز بعد مدت ها چشم ما رو روشن کرد به دیدن دختر گلمون.سلامت باشید.تصمیم آینده هم با خودشه.شما برای این مقطع زمانی بهترین تصمیم رو براش گرفتید.شاد باشید[گل]

مامان عسلی

چه دختر نازی .... خدا حفظش کنه [قلب] برخلاف دختر شما دخترمن تکلیف خیلی کمی توی خونه برای انجام دادن داره و من چندان از این وضعیت راضی نیستم به نظرم حد تعادل خوبه . امیدوارم همه ی بچه ها همیشه موفق باشند [گل][گل]

نهال

انقد گفتی کیش خوبه و پر از آرامشه که منم هوس کردم بیام اونجا زندگی کنم.......