این روزها نیروانا خانم ما خیلی شیرین زبون تر و شیطون تر شده یه موقعهایی بود که من همیشه میگفتم دخملی من خیلی آرومه و اصلا شیطنت نمیکنه ولی الان میبینم که نه اتفاقا خیلی هم شیطون تشریف دارند

با پدربزرگش داشتند بازی می کردند در مورد پستچی و کارهایش از پدربزرگش سئوال کرده بود پدر بنده هم با حوصله داشتند براش توضیح می دادند که: یه پاکتهایی هست که توش نا مه می ذارند و تمبر میچسبونند روش و خلاصه فرآیندش رو کامل توضیح داده بودند و نیروانا هم با حولبه و در سکوت همه رو گوش داده بود تا رسیده بود به مطلب روی پاکت که بله آخرش روی  پاکته می نویسند برسد به دست سرکار خانم نیروانا  که یهو نیروانا مثل فشنگ میپره بالا که نه خیرم نه خیرم من نمیخوام برم سرکار نمیخوام برم سرکار

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
پریسا در دریای خوشبختی

ای تک.... دیروز 4 تا مدرسه با پریسا رفتیم دیدیم... کم کم دارم یکی یکی حذفشون می کنم تا ببینم کدوما می مونه[قلب]