شارژ

یک شب وقتی از خانه پدربزرگ و مادربزرگ خداحافظی میکردیم:

مادربزرگ: نیروانا جون یه بوس به من بده برو دیگه

نیروانا: چشم ( و یه بوس محکم )ماچ

خاله: پس بوس من چی؟

نیروانا: مگه شما هم بوس میخواهی؟ ماچمنتظر خب پس خودت بیا جلو ببوسمت( بعد از جلو آمدن خاله یه بوس کمی محکم )

پدربزرگ: خب شما که همه رو بوس میکنی منم بیا یه بوس بکن دیگه

نیروانا:وای خسته شدم چقدر باید بوس بدم آخهعصبانی

پدربزرگ : یه دونه فقط یه دونه بوس بکن برو خونه تون

نیروانا: اصلا میدونی چیه؟ شارژ دهنم تموم شده دیگه نمی تونه ببوسه شما رو بعدشم شارژرش رو هم خونه جا گذاشتم باید برم خونه شارژ کنم

همه اهل خونه :قهقههخندههورا

/ 7 نظر / 9 بازدید
امین

سلام جالب زیبا خوب وتمیز وزلال بود یه سری هم به ما بزن و تبادل لینک واستفاده از بعضی مطالب و رو اگه خواستی لینک کن واطلاع بده تا در بخش های مختلف از مطالب هم استفاده کنیم ولینک بدم خوشحال شدم موفق باشیددر پناه ذات پاک باریتعالی

سحر مامان كيارش

سلام عزيزم[گل] خيلي جالب بود[خنده][خنده][قهقهه]....آينده درخشاني خواهد داشت نيروانا جون[چشمک][نیشخند][زبان][بغل]ببوسش[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][خداحافظ]

پسرکم پوریا

عجب دختر شیرین زبون و حاضر جوابی خوردنی می کنتش وقتی اینطور جواب میده [قلب]

شیرین مامان شمیم

سلام. مرسی عزیزم... خیلی ممنون. نیروانا جون ایندفعه همه جا شارژشو ببر عزیزم[قلب][گل][ماچ]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم ما دهنمون شارژ داره میتونیم یه ماچی کنیم این خانم رو ؟؟[ماچ] ولی چه شغلهای با کلاسی انتخاب کرده مخصوصا نگهداری از دلفین. و اینکه به فکر شما هم بوده که یه بار وقتی که خودش داره کار میکنه توی خونه تنها نمونی[قهقهه][قهقهه]