مادرانه

سلام بعد از مدتها اومدم به وبلاگ دخترکم سر بزنم دیدم وای بیشتر از یک سال میشه چیزی براش ننوشتم !!!!!

این به معنی این نیست که شیرینی های دخترکم کمتر شده یا به روزمرگی سپرده شده نمیدونم واقعا دلیلش چی میتونه باشه ولی اگه نخوام شعار بدم شاید اینقدر وجود دخترک یکی یه دونه ام من رو سرشار از شادی میکنه و لذت استشمام لحظه لحظه  باهاش بودن زیاده که زمان نوشتن رو ازم میگیره. جالبه که همیشه فکر میکردم دخترکم که بزرگ بشه یه چیزهایی برام عادی خواهد شد ولی حس عشقم نسبت به این وروجک با خود بزرگ میشه .

از اینکه به سنی رسیده که می تونیم مادر و دختر دوتایی دست در دست هم بریم گردش و مغازه ها رو دید بزنیم و نظرش رو بپرسم و دوتایی دست در دست هم راه بریم و حرف بزنیم و یه موقعهایی حتی مثل آدم بزرگها بحث و گفتگو کنیم برام لذت بخشه.

نیروانای عزیزم خرداد ماه امسال 8 سالش رو تموم کرد و وارد دنیای شگفت انگیز 9 سالگی شد . همیشه یه حس خاصی نسبت به 9 سالگی داشتم ,مثل 18  سالگی یا مثلا 30 سالگی میمونه برام.

احساس می کنم یه مرحله بزرگتر شده ,مهربونتر شده,داناتر شده و ...

 

دخترکم ,هرلحظه که میگذرد از داشتن تو بیشتر شاکرم بارها شده که این فکرم را بلند بلند گفته ام و تو با تعجب از من پرسیده ای که چرا از داشتنت اینقدر خوشحالم

مادرم ,هنوز هم برای من همان نیروانای خوش بو و عطری که داشتنت برایم افتخاری است و همه جا با شادی معرفی ات می کنم.

عزیزکم , تنها چیزی که باعث می شود در این دنیا من را وادار به فخر فروشی کند وجود نازنینت توست.

نیم رخت را که میبینم لذت میبرم,کتاب خواندن را که میبینم نفسم برایت می ایستد,ساز زدنت را که می شنوم اشک شوق در چشمانم جمع می شود , شنا کردنت را که میبینم دلم برایت غنج میرود , تعریف معلم مدرسه ات را که می شنوم ذوق می کنم ....

دلایل زیادی وجود دارد که داشتنت برایم زیباست .

من مادرم , مادری که دائما از دست و پای بلوری بچه اش تعریف میکند و دائما به خودش تذکر میدهد که مبادا چشمش را به نواقص رفتاری ات ببندد و بعدها پشیمان از اینهمه آزادی عمل بدون تذکر شود . کوتاهی در تربیتت کند.

نمی دانم به کجا خواهم رسید ,نمیدانم تو به کجا خواهی رسید ولی می دانم تمام تلاش زندگیم فقط و فقط برای خوشحال بودن تو و موفقیتهایت هست و خواهد بود.

خوشحالم از خوشحالیهایت ,وقتی به نوشته های گذشته ام هم نگاه می کنم میبینم برای تربیت تو بیشترین چیزی که برایم مهم بوده شادی و آزاده بودن تو بوده و هست . و از اینکه خودت هم بارها گفته ای که خیلی از داشتن پدر و مادری مثل ما خوشحالی ,خوشحالم .

صدای خنده هایت برای من از بهترین آواهای موسیقی دلنشین تر است.

یکدونه ام هیچوقت از اینکه هرروز و هرلحظه به تو یادآوری کنم که عاشقانه دوستت دارم پشیمان نشده ام !خیلی ها گفته اند با اینکار لوست کرده ام ولی من میخواهم سیرابت کنم از محبت,سیراب شوم از مادری ات

/ 9 نظر / 19 بازدید
مامان نازنينها

قربون تو خوشگل خانم با اون ناز و ادات

مریم مامان سروش

خیلی وقت بود نیومده بودید و من نا امید به اینجا سر زدم. خیلی خیلی خوشحالم کردید.نیروانا همون خنده ملیح همیشگیش رو داره و من از ته دل خدارو شکر می کنم. امیدوارم ایندفعه زیاد طول نکشه[ماچ][قلب]

کودکان پرشین بلاگ

سلام مادران و کودکان عزیز خبــــــــــــــــــــــــــــــر خبــــــــــــــــــــــــــــر قراره برای شما کودکان و مادران عزیز جشنواره و مسابقه برگزار بشه ولــــــــــــــــــــــــــــی شماهام باید کمکمون کنید چطـــــــــــــــــــــــــــوری؟سوال تنهــــــــــــــــــــــــــــا پیشنهاداتتونو درباره مسابقه و مواردی که دوست دارید در جشنواره داشته باشیم را برای ما در این همین وبلاگ کامنت بذارید

اندریا

سلام به وب دختر خوشکل ما هم سر بزن خوشحال میشم لینکمون کنی

123

دخترت سیاه هستش زشته

احسان حیدر پور

دختر خیلی خو شگلی دارید اگر کسی گفته زشته خیلی........................................ کرده

احسان حیدر پور

[تایید][تایید]

مهران

سبزه مامان ناز مامان دختر بابا میخواد دکتر بشه البته عمومی نه متخصص

پوری

یک تیکه جواهره ای کاش آدرس می دادی برا پسرم بیام البته 10 سال دیگه از دور می بوسمش