پرتقال فروش

چند روز پیش دوتائی از در خونه اومدیم بیرون همون موقع یه وانتی با بلندگوش داشت داد می زد هندونه دارم هندونه های شیرین

 

نیروانا ذوق زده برگشته به من میگه :

آخ جون بریم از این کامیونه که خربزه میفروشه کمی آلبالو بخریم

 

حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ننه گلی

سلام کلی از پست قبلی حال کردم[گل] [قهقهه]

سحر مامان کیارش

سلام عزیزم[گل] [خنده][خنده][بغل]ببوس وروجک شیطون بلای شیرین زبونت رو[ماچ][قلب][خداحافظ]

آوا

سلام دختر گل و نازنین خدا حفظش کنه به وبلاگ دخمل من هم سر بزنید ممنون

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم امان از دست این زبل خانم.[گل][قلب] من اونشب داشتم از جلوی فروشگاه رد می شدم یهو شنیدم یکی صدا زد بچه ها. اینطوری بود که برگشتم و نیروانا جون رو دیدم . و بعد هم کلی با هم گفتمان کردیم. [قلب]

مامان پگاه و داداشی ها

سلام خانوم خانوما ماشالله حسابی بزرگ شدی حسابی دلمون برات تنگ شده بود

سارا مامان تارا

[خنده][خنده][ماچ]

مرجان

من برات توی پیغام خصوصی تلفنم را گذاشتم.بوس

نسرین

سلام وبلاگ بسیار زیبایی داری دوست داشتی یه سری هم به وبلاگ ما بزن منتظرم بای

م مثل مگس

سلام قربون مامان نیرووانا

گوزووووووووووووووووووووووووووو