نيرواناي رويايي

نيروانا خيلي از بازيهاي رويايي خوشش مياد يعني در واقع از اينكه تخيلي بازي كنه لذت ميبره خيلي زود تر از اينكه سنش برسه معاني كلمه هايي مثل : مثلا و الكي و اينا رو ياد گرفت و استفاده كرد
به راحتي ساعتها ميتونه بصورت تخيلي بازي كنه.
مثلا عرووسكهاش رو ميشينه جلوي خودش و بهشون غذا ميده بعد يهو خيلي جدي مياد ميگه مامي واه واه اين بچه غذا خورده لباسش رو كثيف كرده و چنان با چندش بچه رو بغل ميكنه و ميره يه گوشه مثلا شير آب رو باز ميكنه و صداي آب رو در مياره و بعدش شيرآب رو ميبنده و ميگه واي واي مامي نيگاه كن بچه امو شستم سردش شده ميلرزه ببين و خيلي جدي بچه رو ميلرزونه .
وقتي ميخواد يه بازيي جديدي بكنه اول ميشينه همه صحنه ها رو براي ما تشريح ميكنه : مامي مثلا اينجا آشپزخونه است مامي مثلا اينا غذائه بعد اداي صداي آب رو در مياره و ميگه فيييييييييييييش من مثلا الان ظرفها رو شستم كه بعدش غذا درست كنم بايد حتما بشيني پيشش و از غذاي پخته شده بخوري و بعد تازه ميگه اوخ اوخ سوختي؟ آره خيلي غذام داغ بود بده برات فوت كنم

و خيلي چيزهاي رويائيه ديگه كه الان يادم نمياد ولي وقتي ميرم تو بحر كاراش برام خيلي جالب ميشه چون فوق العاده بچه خيالپردازيه و اميدوارم اين روحيه تو بزرگسالي هم باهاش همراه باشه .

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پرنيان

چه جالب پرنيان هم از اين کارها زياد ميکنه مثلا يه گوشه از خونه ما شده سوپر مارکت خانومی و همه چی رو از اونجا برای ما تهيه ميکنه .

سميه مامان ايليا

آی به قربون اينم دخمل رويايی برم من . پست پايين رو خوندم خيلی بامزه بود کلی خنديدم. باور کن اگه بابای ايليا بود درجا خواست پسرش رو اجابت می کرد

نينا

فکر کنم اکثر بچه ها اينجورين مگه خود شما خاله بازی نمی کردی؟ تو خاله بازی شوهر ميکرديم بچه دار ميشديم غذا می پختيم و...

گلپر

نازی . دختر فوق العاده ای هست اين نيروانا جون ما . حتما در آينده دختر موفقی ميشه .شک نکن .

ياسمن

شايد يک نويسنده خوب بشه خوشگل هم که هست چه شود

مژگان (مامان آندیا جون)

عروسک رویایی ... فکر کنم بتونه یک فیلم کوتاه بازی کنه ... من هم دلم یک ساندویچ نیروانای داغ خواست