نیروانای امانتدار

نیروانا خیلی عاشق کارتون شرک اونم قسمت دومه. و در این راستا عاشق عروسکهاشم هست که یسناجون لطف کرده و بهش کادو داده . شب و روز باهاشون بازی میکنه و حرف میزنه و دیالوگهای کارتونه رو در موردشون اجرا میکنه .
چند روز پیش دیدم با عروسک فیونا ( زن شرک)بازی میکنه احساس کردم کمی موهاش کمرنگ شده از نزدیک که نگاهش کردم دیدم یه فیونای دیگه است ازش پرسیدم: نیروانا این مال کیه
نیروانا:مال خودمه
من؟:ولی موهاش چرا این رنگیه
نیروانا:نه خیر مال خودمه و شروع کرد با عصبانیت داد زدن که نه خیر این مال منه دارم باهاش بازی میکنم
اعصابش بهم ریخته بود و کلی اشک ریخت و فیوناش رو بغل کرد و همش میگفت:نه مال خودمه میخوام بازی کنم این فیونای منه این زن شرکه و هق هق میکرد

خلاصه من رفتم تو اتاقش و دیدم فیونای خودش تو اتاقشه کلی تعجب کردم نیروانا فقط یه دونه فیونا داشت الان دو تا توی خونمون بود
فهمیدم مال یکی از دوستاشو اشتباهی آورده خونه .گذاشتم گریه اش که تموم بشه بعد فیونای خودش رو نشون دادم و گفتم ببین دخترم این مال توئه اونیکه توی دستته مال یکی دیگه است میدونی مال کیه؟
نیروانا در حالیکه هق هقش بند اومده بود با چشای گرد یه نگاه به دست من کرد و یه نگاه به دست حودش و گفت :وای مامی مال روژینه آوردمش خونه الان غصه میخوره؟
منم با خونسردی گفتم:عزیزم منکه گفتم این مال شما نیست حالا اشکالی نداره فردا ببرش مهدکودک بهش بگو روژین جون من اشتباهی فیونای شما رو بردم خونه آخه شبیه مال من بود فکر کردم مال منه
شب دو تا فیونا ها رو بغل کرد و خوابید صبحم گذاشت توی کیفش و گفت :مامی میرم میگم روژین غصه نخوریا بغشید(ببخشید)اشتباهی بردم خونه
عصر که رفتم دنبالش مربی اش گفت به مامان سلام بده عزیزم ولی نیروانا بدون هیچ حرفی دست کرد توی کیفش ودو تا فیوناها رو از کیفش در آورد و گفت:مامی ببین من یادم بودا روژین امروز نبود که فیوناشو بدم بهش
مدیر مهدکودک و مربی اش چشاشون شیش تا شده بود از امانتداریش
خلاصه که دوباره شب با اون دوتا فیونا ها خوابید و همون دیالوگها تکرار شد دوباره عصر که رفتم دنبالش گفتم تا منو دید گفت :مامی فیونا رو دادم به روژینا منم بوسیدمش و تشویقش کردم
تو خونه که داشت بازی میکرد دیدم بغض کرد و گفت : من فیونامو میخوام
منم رفتم سروقت کیفش هرچی گشتم فیوناشو پیدا نکردم اونم با هق هق گفت: مامی نیست خودت گفتی ببر بده به روژین و بگو بغشید
دختر نازم فکر کرده بود برای جبران اشتباهش باید فیونای خودش رو هم ببخشه به دوستش

پ.ن1:روژین دوست خیلی صمیمی مهدش بود و حالا که چند روزه مهد کودکش عوش شده دلش براش خیلی تنگ میشه
پ.ن.2:به دلیل اینکه مهدکودکش عوض شد فیوناش هم همون جا جامونده
/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا مامان ملودی

azizam jigaret beram man ke inghadr pako latifi.melody ham hameye charecter haye shrek ro dare amma hamishe mige maman shreke man fiona.kholase inke ba in doobleye mozakhrafe farsi bache koli harfa yad migire ke nabayd bege.hamash mige maman babakaram chi?akhe man chi begam?hala mikhaei vasat yeki befrestam?bedoone tarof

ننه گلی

سلام قربون خوشگل خانوم امانتدار

نانی

وااااااااااااااااااااای فدات شم عشق من که اینقدر ماهی تو عزیزکم

ساروی کیجا

سنا جون ؟ [تعجب]

ساروی کیجا

الهی قربونت برم خاله .. واسه‌ی فیونا گریه نکن عشق من . خودم یکی دیگه واسه‌ات می‌خرم . ای جانم .. اون چشم‌های سیاه خوشگلت رو واسه‌ی فیونای خرس گنده خیس نکن خاله .

ساحل

فقط میگم از گلم این حرکات بعید نیست